انتخاب درست دام درهرمرتع،يكي ازمهمترين تصميمات مديريتي ازنظرپوشش گياهي دام،حيات وحش وبازده اقتصادي مي باشد.

ظرفيت چراي مرتع عبارت است ازحداكثرتعداد دامي كه مي تواند درسطحي مشخص براي مدتي معين موجودباشد،بدون آنكه پيامدي نامطلوب برروي كميت وكيفيت پوشش گياهي وخاك بگذارد.ظرفيت چراي مرتع برحسب«واحددامي»(Animal unit) تعيين مي شود.

تيپ گياهي: منظورازتيپ مرتع، غالب بودن يك ياچندگونه ي گياهي مرتعي برسايرگونه هاي گياهي موجوددرمرتع است.چنانچه دوگياه دريك تيپ مرتع دوگونه ي غالب راتشكيل دهند،تيپ مرتع به نام آن دوگياه است ونام گياهي كه درصدپوشش بيشتري داردنخست مي آيد.مثلادربرخي نقاط البرز،گياه درمنه نسبت به گياه آويشن درواحدسطح درصدبيشتري دارد،دراين صورت تيپ مرتع«درمنه-آويشن» مي باشد.

تغييرات پوشش گياهي ازيك تيپ به تيپ ديگرتدريجي وتفكيك مرزبين تيپ هاتقريبي است.حدفاصل درتيپ،اكوتون(Ecoton) ناميده مي شود.

*ظرفيت چرابه عوامل زيربستگي دارد:

1- ظرفيت چراونوع دام: گاو واسب گياهان مرتعي گرامينه رابه سايرعلف هاترجيح مي دهند.

گوسفندگياهان پهن برگ وآبداررابه گراس هاترجيح مي دهند.

درچمنزارهاگوسفند بيش ازآنكه چراكند،درسطح مرتع راهپيمائي مي نمادكه باعث لگدكوبي خاك مي شود،لذادراين گونه مراتع چراي گوسفند مناسب نخواهدبود.

*به طوركلي درموردصدمه زدن به مرتع نامساوي گاو >بز> گوسفندبرقراراست.

ودرموردچراي مفرط برروي بوته ها بخصوص هنگام خشكسالي وكمبودعلوفه نامساوي گاو> گوسفند> بزبرقراراست.درموقع خشكسالي، بزبه مرتع وخاك سطحي صدمات فراواني واردمي آورد.

2- اهميت فصل چرا: اغلب گياهان دراوايل فصل رشد(اغلب يكساله ) و عده ي كمتري دراواخرفصل،به ويژه پس ازرسيده شدن ، ارجحيت چرايي بيشتري دارند.

مثلابرخي گياهان مثل علف هاي شور(Salsola spp) دراوايل فصل رشدبهترمصرف مي شوندو سپس خشك وخشبي مي گردند.وقتي كه دوباره توسط برف زمستان نرم مي شوند،به ميزان بيشتري به مصرف مي رسند.ياگياه شيرين بيان (Glycyrrhiza) درطول رشد مورداستفاده ي دام هاي گوسفندوبزقرارنمي گيردولي ازاواسط پاييزموردتوجه دام قرارمي گيرد.ياگياه درمنه(Artemisia herba-alba) درطول رشد،گياهان چندان موردچراقرارنمي گيردولي بعداز شروع باران هاي پائيزه كه باعث شست وشوي موادازاندام هاي آن مي گردد موردچراواقع مي شود.

3-گونه هاي همراه: اگردرمرتع گياهان مرتعي به صورت اجتماع وتوام وجودداشته باشند،اين اجتماع گونه ها درمرتع باعث بوجودآمدن تغييراتي درميزان مصرف گونه هاي خوشخوراك مي شوند.مثلانوعي بهمن يايال اسب(Stipa barbata) بادرمنه معمولي همراه باشد،خوشخوراكي بالايي دارد،ولي چنانچه اين گونه بانوعي علف پشمكي (Bromus tomentellus) آميخته شود،خوشخوراكي آن كاسته مي شود.يا مثلاگياه درمنه (Artemisia herba-alba) درحالت خالص ومتراكم،كمتربه مصرف دام مي رسدولي اگربه تعداداندك باسايرگونه ها همراه باشد،به ميزان بيشتري استفاد مي شود.

4- تاثيرچراي سال قبل: دام ها اصولاعادت دارند به بخش هاي چراشده ي پيشين برگردند،اين صرفابه علت جوان تروكمتركركدار بودن علوفه تازه رشدكرده و همينطورنبودساقه هاي خشك وخشبي است وبرعكس درموردگياهاني كه قبلا مورد چراواقع نشده باشند،رغبت چنداني نشان نخواهدداد.پاره اي ازگياهان چرانشده،مي توانندتا سال هادرمرتع باقي بمانندكه به آن هاگياهان«سگ واش»(Wolf plants)نيزمي گويند.

گونه هاي شاخص(Key species)ياكليدي درتعيين بهره برداري ازمراتع درحال چرا:

درتعيين بهره برداري ازمرتع، مرتعداربا مجموعه اي ازگونه هاي گياهي روبه روست. تمام گياهان علوفه اي موجوددرناحيه را نمي توان درمحاسبات بهره برداري واردنمودوگونه هاي مهمي رابراي اين كاربرمي گزينند.اين گياهان به عنوان (شاخص بهره برداري ياگونه هاي كليدي) ناميده مي شوند.زيرا اين گونه هاحجم عمده اي ازعلوفه موجود درمرتع راتشكيل  مي دهند. برداشت درست ازآن ها،نشانه ي بهره برداري درست ازمرتع است.

دراغلب موارد1تا3 گونه گياهي به عنوان گونه هاي كليدي به كاربرده مي شوند.اين گياهان بايستي فراوان،پرباروتقريباخوشخوراك باشندودرضمن حجم عمده اي ازعلوفه مرتع راتامين كنند.آن هااغلب ازگونه هاي كم شونده هستند وبخش عمده اي ازپوشش گياهي نقطه ي اوج (كليماكي) راتشكيل مي دهند.باكاهش فشارچرا،گونه هاي كليدي قادربه زيادشدن هستند.

 *توجه مهم: درتعيين گونه هاي كليدي،پيش ازآنكه درباره ي وجوديا صرف نظركردن ازگياه تصميمي اتخاذشود،بايستي چند وچون اكولوژيكي آن گونه دقيقا بررسي شود.

مثلاكه درطول دوره ي چرابه صورت تقريباخطي زيادترمي شوند،مي توانندبه عنوان گونه هاي كليدي عمل كنند.

شكل زير برداري نظري ازسه گونه ي مرتعي رانشان مي دهد.

 

گونه ي  Bبه عنوان گونه ي كليدي بايستي انتخاب گردد.

 

نواحي شاخص(Key areas) ياكليدي درتعيين بهره برداري مرتع:

هيچ مرتعي رابا اندازه ي معين نمي توان به صورت يكنواخت موردبهره برداري قرارداد.

درپيرامون آبشخورها، منابع آب ونمك،ته دره ها،بالاي پشته هاومسيرهاي حركت دام ها،چراي سنگين ترغيرقابل پرهيزاست.

حتي درشرايط چراي سبك،اين نواحي اغلب سنگين ترچرا مي شوند.اين نواحي به عنوان «نقاط صرف نظرشده»(Critical areas) قلمدادمي شوند (نواحي بحراني)

نواحي بحراني بخش هايي ازمرتع هستندكه پوشش گياهي وخاك براثرچراي مفرط ازبين رفته است.ازطرفي درپاره اي ازنواحي مثل فاصله هاي دورازمنابع آب ونمك يادرشيب هاي تند،چرانيدن سبك يا عدم چرا صورت مي گيرد.اين غيريكنواختي چرادرمرتع به ويژه درموردگوسفندان گله شده،بيشترانجام مي شود.بنابراين نواحي حدواسطي وجودداردكه به علت شرايط خاص محلي،چراياسرچركردن آنها نشانه ي چندوچون مرتع،گرايش آن به كاربرده مي شود.

يعني نواحي كليدي عبارت است از بخش هايي ازمرتع كه ازمنابع آب، جاده وروستا ها فاصله ميانگين داشته،قابل دسترس نبوده وپوشش گياهي آن درحدمتوسطي مورد

بهره برداري قرارمي گيرند.مساحت آن بين 40 تا100هكتاروشامل گونه هاي كليدي است.

ناحيه كليدي به عنوان راهنماي مديريت كلي سرزميني است كه درآن چراصورت مي گيرد.عمليات موفق مرتعداري معمولابراساس واكنش هاي كليدي درنواحي كليدي قضاوت مي شوند.درواقع هدف مديريت مراتع،برروي «ناحيه كليدي»استواراست كه قابل مشاهده ودستيابي بوده ومي توان آن رابا«نواحي بحراني» مقايسه كرد.

 

 

 

مديريت چرا

مديريت چرا عبارت است ازدخالت درتغييرات اكوسيستم مرتعي ازطريق كنترل :

1-     شدت چرا

2-    زمان چرا

هدف مديريت چرا دستيابي به انبوهي وتركيب گياهي ويژه اي است كه حداكثر بازديدتوليدرا داشته وبراي دامداري سودآورباشد.

نحوه ي چراي دام از مرتع مي تواند به دو صورت باشد:

1- چراي آزاد Free grazing

2- چراي بسته Enclosure G

چراي آزاد يا مداوم (Continuous g):

گله بدون برنامه ي مشخص وبدون محدوديت درتمام سطح مرتع ودر همه ي فصول(تمام اوقات سال) چرا مي كند.دراين سامانه ،دام ها به صورت آزاد هركجا كه مي خواهند مي روند وبه مجردي كه علوفه خوب يك سرزمين چريده شد ، به جاي ديگر مي روند .يعني با چراي سبك نيز باعث استفاده ي سنگين از گونه هاي موردعلاقه ي دام مي شود ودرنتيجه مرتع حالت يكنواختي خود را ازلحاظ نوع گياهي وانبوهي آنها ازدست داده وروندچراي موضعي (مكان هاي خاص ) درمرتع به وجود مي آيدكه مناسب نيست. ودرمواقعي كه طول مدت توقف دامدر مرتع كوتاه است (2- 3 روز) دام مجبوربه استفاده از گياهان              كلاسII وIII  نخواهد بود(چون محدوديت سطح وجود ندارد.)

ازطرفي دراين چراگياهان كلاسII,III  (بعدازاتمام كلاس I) مورداستفاده قرارمي گيرند، درنتيجه به علت پيشرفت مراحل رشدي اين گياهان ، ارزش غذايي كمتري دارند.

ازبرتري هاي اين سامانه ها آن است كه:1- چون دام ها با چراي انتخابي تامين غذامي كنند، مي توانند افزايش وزن بيشتري پيداكنند.2- نيازبه حصاركشي واداره ي مرتع نيست درنتيجه هزينه ها كاهش مي يابد.مشكل اصلي چراي دام اين است كه دام ها محل هاي معيني رابراي چرا ترجيح مي دهندكه اين عرصه ها عمدتا سرزمين هايي هستندكه آب ، علوفه وپوشش گياهي درنزديكي آن ها قراردارد واغلب ازحاصلخيزترين بخش هاي مرتع مي باشد.

چراي بسته : سطح مرتع به قطعات تقسيم مي شود                                                               (با توجه به ظواهر طبيعي يا مصنوعي اين كارانجام مي شود)

خصوصيات چراي بسته:

1- دام اجبارا (به دليل محدوديت سطح) مبادرت به استفاده ازگياهان كلاسII وIII مي نمايد وگياهان كلاس I مي توانندبا  IIوIII رقابت مي كنند (جهت رشد).

2- به علت كوتاه بودن توقف دام در مرتع ، رشدمجددگياهان كلاس I انجام نمي شودواز تضعيف آنان جلوگيري مي شود.

3- چون گياهان كلاس II وIII در مرحله ي شادابي استفاده مي شوند، ارزش غذايي بالاتري دارندونتيجتا مقدار علوفه برداشت شده درواحدسطح نيز بيشتراز چراي آزاد مي شود.كه تحقيقات نشان داده كه اين افزايش علوفه 30 درصد وافزايش محصول دام تا35 درصدمي باشد.

4- چرابه صورت يكنواخت در سطح مرتع (قطعات) انجام مي شود.حدود 60 درصد علوفه ي موجود درمرتع مورد استفاده دام قرار مي گيرد.

5- راهپيمايي دام وصرف انرژي ولگدكوبي خاك (به علت محدوديت سطح)كمتر مي شود.

6- هدررفتن علوفه دراثر لگدكوبي دام ،كمتر مي شود                                                    (زيرادرچراي آزاد ،دام براي بدست آوردن گياهان مرغوب ،ازروي گياهانII وIII ردمي شود)

7- ((طول مدت چرا)) از ويژگي هاي بسيار مهم در مراتع است كه هرچه كوتاه تر باشد بهتر است (كه در چراي بسته بهتر وقابل كنترل است )

 

*((طول مدت چرا)) يا زمان توقف دام درمرتع به همان اندازه اهميت داردكه ((استراحت مرتع)) اهميت دارد.

 استراحت مرتع همان طول مدتي است كه نبايستي دام در مرتع مجددا وارد شود زيرا در اين مدت گياهان مرتعي بتوانند صدمات ناشي از چراي انجام شده را جبران كنند.

*((مديريت چرا))  عبارتست ازتنظيم طول مدت چرا وطول مدت عدم چرا ازقطعات مرتع.

توجه شود چنانچه چرا در زمان واندازه صحيح صورت گيرد ،نه تنها باعث صدمه به گياه نخواهد شد،بلكه ازلحاظ قدرت رويش گياه و دادن امكان به گياه دربرابر شرايط محيطي ، مفيد خواهدبود.

روش هاي مختلف چراي بسته:

1- روش هاي چراي تناوبي (Rotation  Grazing system):

سامانه هاي چراي تناوبي در دو وضعيت داراي اهميت اند:

·        يك دوره ي استراحت دارند كه به گياهان اجازه ي رشدبدون محدوديت مي دهد.

·   تمام اين سيستم هاي بسته، داراي يك سامانه ي منظم چرايي دربخش هاي گوناگون مرتع هستند.اين روش چراي تناوبي درمورد مراتعي اعمال مي شود كه مرتع در وضعيت رضايت بخش قرار گرفته باشد وهدف ازاجراي روش چرا،افزايش پوشش گياهي- لاشبرگ ويا تغيير تركيب پوشش گياهي نيست وتنها هدفي كه دنبال مي كند حفظ وضعيت موجود مرتع ضمن حداكثر استفاده ازعلوفه است.دراين روش مرتع را به چند بخش تقسيم مي كنند ودام ها را در يك بخش محصورشده قرار مي دهند وآن ها رابه طور منظم به بخش هاي ديگر مي برند.دراين روش به علت رضايت بخش بودن پوشش گياهي مرتعي ، توجه زيادي به توليد بيشتر بذور وبذر افشاني طبيعي مي شود.

2- روش چراي تناوبي تاخيري(Deferred Rotation G.S.):

چراي تاخيري به صورت ساده عبارتست از عدم استفاده از يك واحد مرتعي از آغاز تا پايان دوره ي رشد كامل گياهان به ويژه گونه هاي مهم علوفه اي و رسيده شدن بذر آن ها.

اين روش درمورد مراتعي اعمال مي شودكه گياهان مرغوب (كلاسI ) درتركيب پوشش گياهي وجود دارند،ولي دراثر استفاده هاي بي رويه امكان زادآوري وجايگزيني پيدا نمي نمايند. هدف ازاجراي اين روش (ضمن استفاده از علوفه مرتع) احياي پوشش گياهي وبهبود تركيب گياهي به روش طبيعي است.دراين روش سطح مرتع به قطعات كوچكتر تقسيم شده، در قطعه يا قطعات توليد بذر گياهان مرتعي مرغوب مدنظر است . لذا چرادر اين مراتع به تاخير مي افتد.پس از رسيدن بذور ،اين قطعات نيز در برنامه هاي چراي دام وارد مي شود(جدول زير)

 

مراحل چراي متناوب تاخيري در يك سامانه سه گله دام وچهارمرتع

(برگرفته ازمريل1954)

    سال              دوره ي چرا                                      مراتع

 

 

1

 

 

1

2

3

4

اسفند- خرداد

تاخير

چرا

چرا

چرا

تير- مهر

چرا

تاخير

چرا

چرا

مهر- بهمن

چرا

چرا

تاخير

چرا

 

2

اسفند- خرداد

چرا

چرا

چرا

تاخير

تير- مهر

تاخير

چرا

چرا

چرا

مهر- بهمن

چرا

تاخير

چرا

چرا

 

3- چراي متناوب استراحتي(Rest Rotation G.S.):

اين روش درمورد مراتعي استفاده مي شود كه پوشش گياهي وخاك دراثر استفاده هاي شديد در حالت قهقرا قرار گرفته و دو روش قبل براي احياي پوشش گياهي وخاك كافي نيست وبراي اخذ نتيجه ي بهتر لازم است به موقع استراحت داده شود، يعني به صورت كوتاه مدت(1-2 سال) قرق شود.اين سامانه تقريبا مشابه روش چراي تناوبي تاخيري است، با اين تفاوت كه چراي واحد به تاخير انداخته شده ودر تمام طول سال ادامه دارد ،مدت زمان استراحت بيشتر است و واحد استراحت داده شده در طول سال چرا نمي شود                    (جدول زير ).اين سامانه يكي از بهترين روش هاي چرا به خصوص براي مراتع سرزمين هاي معتدله ايران است .همچنين براي به حداقل رسانيدن پيامد هاي خشكسالي درمراتع سرزمين هاي خشك و نيمه خشك كمك مي كند.سطح قطعات درمناطق خشك، مراتعي كه شدت تبخير بيشتر باشد ،گياهان با زادآوري كند، عدم امكان كاهش زياد تعداد دام ،كمبود امكانات و...كوچكتر(مثلا20درصد سطح كل مرتع ) ودر مناطق با شرايط بهتر بايد بزرگتر (مثلا 40درصد) خواهد بود.

                                                                مراتع

 سال                        1                     2                      3                     4

1

 

 

 

2

استراحت

چرا

چرا

چرا

استراحت

چرا

استراحت

چرا

چرا

چرا

چرا

چرا

استراحت

چرا

چرا

چرا

چرا

چرا

استراحت

چرا

 

4- چراي خزنده (Creep g):

در اين سامانه در نزديكي واحد هاي اصلي مرتع،واحد هاي كوچكي حاوي علوفه باكيفيت مطلوب قرار مي دهندكه توسط دريچه هايي (كه فقط گوساله ها وبره ها مي توانند از اين دريچه عبور كنند) به واحد هاي اصلي راه دارند.

5- چراي هوهنهيم ((Hohenheim:

در اين سامانه كه نخستين بار در آلمان مورد استفاده قرار گرفت ،دام ها به گروه هاي گوناگوني تقسيم مي شوند.ابتدا گاوهاي شيري كه نياز بالاتري دارند،وارد مرتع مي شوند وسپس گاوهاي شيري آينده وبعد گاوهاي پرواري ودر نهايت گوسفندان را در مرتع رهامي كنند.

6- روش چراي كوتاه فصلي(Short duration g):

كه در اين سامانه واحد هاي مرتعي هرگاه آماده ي چرا باشند،به صورتي نسبتا سنگين چريده مي شوندوسپس اجازه ي تجديد رشد مي يابند واين حالت براي زماني است كه پوشش گياهي علوفه اي فراوان وگوناگوني وجود دارد .